انگار در اختیار ما نیستتنهایی از قاعده ی جمع جبری پیروی می کند!
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 0:42 توسط کبریت سوخته
|
نه شانه ام به مویت رسیدنه پایت به شانه ام
نه پایم به خانه ات
دلواپس نرسیده چیدن نباش
انگار نچیده گندیده ایم
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 22:25 توسط کبریت سوخته
|
تو شاید از چروک چهره ات، من از چترم زیر چک چک باران
دانستم:
پیر شده ام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 0:38 توسط کبریت سوخته
|
لازم نیست مرکز ثقل زمین باشیترک که برداری، جهان در تو فرو می ریزد
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 23:4 توسط کبریت سوخته
|
ضمن تشکر از نظرات کلیه ی دوستان، این پست به دلیل ضعف ادبی پاک شد
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:39 توسط کبریت سوخته
|
دیانای دوربین دار را نشانه رفت به سمت ساختمان نیمه تمام روبرو. انگشتش از ماشه جدا نشده بود که گربه با ناله ای به خود پیچید و کبوتر نیمه جان از دهانش افتاد. مزه ی گربه زیر دندان او بود، بی هیچ احساس گناهی
پ.ن.1: دیانا نوعی تفنگ بادی است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 16:19 توسط کبریت سوخته
|
نمی دانم از کی وارونه شدیمزیر بار این خاطرات خرد خواهیم شد
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 1:3 توسط کبریت سوخته
|
من و تو شبیه گربه ایماز گوشتخوار بودن فقط آشغالگردی اش برایمان مانده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 1:30 توسط کبریت سوخته
|
"تمام پیامبران از خاور میانه مبعوث شده اند"خدایا تنها اقوامی که کاری به کارشان نداشتی به تو رستگار شدند!
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 19:3 توسط کبریت سوخته
|
وارد مغازه می شوم، از فروشنده می خواهم یک واکس فوری مرغوب به من بدهد، مشغول در آوردن کیف پولم هستم که مرد میانسالی وارد می شود و بدون توضیح اضافه درخواست واکس می کند. فروشنده می پرسد: فوری یا پدر بابایی؟ صدای مرد تغییر می کند و با صلابت خاصی می گوید: پدر بابایی، ما پدر بابایی هستیم، با ما پدر بابایی صحبت کن. این قسمت آخر را با لبخندی حاوی پیروزمندی و تمسخر می گوید. باز هم انگار ته دلش چیزی مانده که آن را با این جمله پرتاب می کند: ما رو با جوونها یکی نکن...
با خودم فکر می کنم درست است که نسل ما کمی تنبل و بی حوصله است اما جالب است که نسل گذشته از هر رنجی که برده برای احساس افتخار استفاده می کند.
پ.ن: کلیت این نوشته با مثال هایی جزئی نقض نمی شود
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:38 توسط کبریت سوخته
|